حنانة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ نّ نِ) [ ع. حنانة ] (ص.)بسیار ناله کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ نّ نِ) [ ع. حنانه ] (ص.)بسیار ناله کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حنانة. [ ح َن ْ نا ن َ ] (ع اِ، ص ) مؤنث حنان . (معجم البلدان ). رجوع به حنان شود. ◄ کمان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ کمان بانگ آرنده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ♦ قوس حنانه ؛ کمانی بانگ کن . (مهذب الاسماء). ◄ زن که در یاد زوج اول خود پیوسته ناله کند و اندوه ظاهر نماید. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). بیوه ای که یاد شوی خودبا اندوه و حنین کند. (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ نوحه کننده . ناله کننده : استن حنانه .
حنانه . [ ح َن ْ نا ن َ ] (اِخ ) استن حنانه ؛ نام ستونی است که از چوب بود و حضرت رسول پشت بدان تکیه داده خطبه میخواندند و چون منبر مقرر شد و بر منبر برآمدند و خطبه خواندند، از آن ستون ناله برآمد مانند طفلی که از مادر جدا شود. (غیاث ) (آنندراج ) : استن حنانه از هجر رسول ناله میزدهمچو ارباب عقول . مولوی . گرنبودی چشم دل حنانه را چون بدیدی هجر آن فرزانه را. مولوی .
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه