حمیدیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حمیدیه . [ ح َ دی ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش راین شهرستان بم . از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و لبنیات . اهالی به کشاورزی و گله داری و کرباس بافی گذران می کنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
حمیدیه . [ ح َ دی ی َ ] (اِخ ) دهی از دهستان نهرهاشم بخش مرکزی شهرستان اهواز. این ده در دشت واقع و سکنه ٔ آن ٦٠٠ تن میباشد. آب آن از رودخانه ٔ کرخه و محصول آن غلات، صیفی، سبزی، هندوانه و سیب زمینی و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه شوسه دارد و دارای دبستان است . ساکنین از طایفه ٔ بنی طرب می باشند.قصر شیخ خزعل در این آبادی است که فعلاً در اختیار اداره کشاورزی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
حمیدیه . [ ح َ دی ی َ ] (اِخ ) شهری است در ولایت سیواس که به قره حصار شرقی ملحق شده و مرکزش قره حصار است که در سابق بنام میلاس معروف بود. این مکان بنام پادشاه سلطان عبدالحمیدخان ثانی منسوب است . (قاموس الاعلام ).