حمیدآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حمیدآباد. [ ح َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بنمعلا بخش شوش شهرستان دزفول . واقع در هفت هزارگزی شمال باختری شوش و دوهزارگزی باختر راه شوسه ٔ اهواز به دزفول . ناحیه ای است واقع در دشت، گرمسیری و مالاریائی است و دارای ٣٠٠ تن سکنه میباشد. از رودخانه ٔ کرخه مشروب میشود. محصولاتش غلات و برنج . اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه آن در تابستان اتومبیل رو است . ساکنین از طایفه ٔ عشایر لر هستند. این آبادی معروف به سیداحمد میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
حمیدآباد. [ ح َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودبی بخش مرکزی شهرستان ساری . ناحیه ای است واقع در دشت، معتدل مرطوب و مالاریائی است . دارای ٤٠٠ تن سکنه میباشد. از رودخانه ٔ تجن مشروب میشود. محصولاتش برنج، غلات، پنبه، کنف، کنجد و صیفی . اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).
حمیدآباد. [ ح َ ] (اِخ )دهی است از دهستان مازول بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور. ناحیه ای است واقع در دامنه و معتدل . دارای ٤٩٣ تن سکنه میباشد. از چشمه مشروب میشود. محصول آن غلات و لبنیات است . اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).