حملوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حملوق . [ ح ُ ] (ع اِ) باطن پلک چشم . گرداگرد چشم از اندرون که بسرمه سیاه گردد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج، حمالیق . (اقرب الموارد). ◄ سپیدی بیغوله ٔ چشم که پنهان است درون پلکها. ◄ سرخی درونی پلک که وقت سرمه کشیدن برآید. ◄ جای سرمه از اندرون که ملاصق چشم است . (منتهی الارب ). رجوع به حُملاق شود.