حلیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حلیت . [ ح َ ] (ع اِ) پشک . ◄ یخچه . تگرک . (ناظم الاطباء).
حلیت . [ ح ِ ی َ ] (ع اِ) حلیة. زیور. آرایش . رجوع به حلیة شود.
حلیت . [ ح ِل ْ لی ی َ ] (ع مص جعلی، اِمص ) در تداول، حلالی . روایی . مقابل حرمت .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حلیت . [ ح َ ] (ع اِ) پشک . ◄ یخچه . تگرک . (ناظم الاطباء).
حلیت . [ ح ِ ی َ ] (ع اِ) حلیة. زیور. آرایش . رجوع به حلیة شود.
حلیت . [ ح ِل ْ لی ی َ ] (ع مص جعلی، اِمص ) در تداول، حلالی . روایی . مقابل حرمت .