حشیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حشیان . [ ح َش ْ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان سربند بالای بخش سربند شهرستان اراک . ٣٠هزارگزی جنوب آستانه ٣٠هزارگزی راه مالرو عمومی . کوهستانی سردسیر. سکنه ٦٨٤ تن شیعه . ترک و فارسی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات، بنشن، انگور. شغل اهالی زراعت، گله داری، قالیچه بافی .راه مالرو. قلعه ای خرابه به نام قلعه ٔ حشیان دارد که بنای آن قدیمی است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
حشیان . [ ح َش ْ ] (ع ص ) نعت مذکر از حشی . تاسه برافتاده . (منتهی الارب ) دمه گرفته . (مهذب الاسماء).