حشوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حشوی . [ ح َش ْ ] (اِخ ) ابوالحسن . رجوع به ابوالحسن حشوی شود.
حشوی . [ ح َش ْ ] (ص نسبی ) منسوب به حشو. ◄ بیهوده گوی . یاوه سرای . ◄ معائی . ◄ تشریح حشوی . آن قسمت از دانش تشریح که متعلق است به احشاء. ◄ حشوی یا منجم حشوی ؛ منجمی که از تأثیر کواکب در زمین و در شقاوت و سعادت مردمان بحث کند. احکامی . منجم احکامی .