فرهنگ لغت

حسن بانیی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن بانیی . [ ح َ س َ ن ِ ن ِ ] (اِخ ) ابن موسی کرد شافعی . صوفی، در بانه متولد شد و در دمشق به سال ١١٤٨ هَ . ق . درگذشت . او راست : شرح الحکم در عرفان و شرح عوامل جرجانی در نحو، و جز آنها که در اعلام زرکلی (چ ١ ص ٢٤٢) بنقل از سلک الدرر یاد شده است . وکتب دیگر او در هدیةالعارفین (ج ١ ص ٢٩٨) آمده است .

معنی حسن بانیی | فرهنگ لغت