فرهنگ لغت

حسن باشعیب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن باشعیب . [ ح َ س َ ن ِ ش ُ ع َ ] (اِخ ) ابن احمدبن ابراهیم باشعیب حضرمی واسطی شافعی . درگذشته ٔ ١٠٢٠ هَ . ق . او راست : «التعرض للنفحات الفیضیة» و پنج کتاب دیگر که در هدیةالعارفین (ج ١ ص ٣٩٢) و زرکلی (چ ١ ص ٢٢٢) یاد شده است .

معنی حسن باشعیب | فرهنگ لغت