حرف ضمیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرف ضمیر. [ ح َ ف ِ ض َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شمس قیس گوید: یاء و دال است که در آخر کلمه فایده ٔ ضمیر جماعت حاضران دهد، چنانکه می آیید و میروید و ربط را نیز باشد، چنانکه عالمید و توانگرید. (المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص ١٦٥). و رجوع به «ید» شود. و نیز در عنوان حرف ضمیر و رابطه گوید: یائی است که در اواخر افعال ضمیر مخاطب باشد، چنانکه رفتی و میروی و در اواخر صفات حرف رابطه باشد، چنانکه تو عالمی، تو توانگری . (المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص ١٨٧). رجوع به «ی » و «حرف اضافت و ضمیر» شود.