حدیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حدیده . [ ح ُ دَ دَ ] (اِخ ) شهر و بندری مهم از یمن به شبه جزیره ٔ عربستان در ساحل بحر احمر، در ١٦٠هزارگزی شمال مخا و همچنین در حدود ١٦٠هزارگزی جنوب غربی صنعا، و با باره های چند محاط می باشد و عمارات چنداشکوبه، و چهارسوقی معتبر دارد و جوامع و مساجد آن عالی و جالب انظار است . سکنه ٔ آن نزدیک سی هزار و مجموع محصول مخا و صنعا از این بندر صادر شود. هوای آن گرم و به تابستان تا چهل درجه بالای صفر می رسد و در زمستان بندرت از ٢٥ درجه پائین تر می رود. پیش تر جزومستملکات عثمانی بود و سپس جزء مغصوبات انگلیس شد. (از قاموس الاعلام ترکی ). و اکنون جزء کشور یمن است .
حدیده . [ ح ُ دَ دَ ] (اِخ ) یکی از چهار ایالت یمن است، مرکب از ٩ قضا و ١٧ناحیه . و بر دامنه ٔ جبال سراة بر ساحل دریای احمر ممتد باشد. و از شمال به عسیر و از مشرق به صنعاء و از جنوب به ناحیت تعز محدود است . زمین آن پست و مسطح است و تنها ناحیت جبل ریمة و حجور کوهستانی و مرتفع است . رودهای جاری از جبل سراة اکثر در بیابان تهامه خشک شده و یا به زمین فرومی شود و فقط بعضی قلیل به دریا می پیوندد. معهذا تا جائی که خشک شوند اراضی اطراف خود را آبیاری می کنند. زمین حدیده نهایت منبت و حاصلخیز است و در ناحیت تهامة توتون، پنبه، هندوانه و غیره به عمل می آید. در اراضی جبل سراة علاوه بر محصولات مذکور قهوه و گندم و جو و باقلا و عدس و زنجبیل نیزبدست می آید و در پاره ای جاها خرما و پرتقال و لیمو و نارنگی نیز میرسد. و تقسیمات آن بر وجه ذیل است :