حداب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حداب . [ ح ِ ] (ع اِ) ج ِحدب، زمین های بلند از ریگ و سنگ . (معجم البلدان ).
حداب . [ ح ِ ] (اِخ ) (... بنی شبابة)کوههائی است در سراة که بنوشبابة در آن سکنی داشته اند و ایشان قومی از بنی فهم بن مالک بوده اند. (لسان العرب و شرح قاموس از حاشیه ٔ عیون الاخبار ج ٣ ص ٢٠٥).
حداب . [ ح ِ ] (اِخ ) موضعی است به حزن بنی یربوع و یوم حداب، نام جنگی است عرب را بدانجای میان قبیله ٔ بکربن وائل با بنی سلیط. (معجم البلدان ).