حداء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حداء. [ ح ِ ] (ع اِ) ج ِ حداءة. (منتهی الارب ). تبرهای دوسر.
حداء. [ ح ِ / ح ُ ] (ع مص ) راندن . سوق . حدو. زجر. زجر کردن و راندن شتران را بسرود و آواز. (منتهی الارب ). راندن شتران با نغمه ٔ حدی . ◄ حداء لیل نهار را، تابع گردیدن شب روز را. (از منتهی الارب ). ◄ حِداء بر، انگیختن بر. (از منتهی الارب ).