حثمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حثمة. [ح َ م َ ] (اِخ ) نام زنی است از عرب . (منتهی الارب ).
حثمة. [ ح َ م َ ] (اِخ ) جائی است به مکة قرب الجزورة من دارالأرقم . و برخی گفته اند: حثمة سنگهائی است در ربع عمربن الخطاب (رض ) به مکة. و در حدیث است که گفت : انی اولی بالشهادة و ان الذی أجنی من الحثمة لقادر علی ان یسوقها الی ... مهاجربن عبداﷲ مخزومی گوید : لنساء بین الحجون الی الحثمة فی مظلمات لیل و شرق قاطنات الحجون اشهی الی النفس من الساکنات دور دمشق یتضوّعن ان یضمّخن بالمسک ضماخاً کانه ریح مرق . (معجم البلدان ).
حثمة. [ح َ م َ ] (اِخ ) رجوع به ابوحثمة و منتهی الارب شود.