حباب شیشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حباب شیشه . [ ح ُ ب ِ شی ش َ/ ش ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حبابی که از بند شدن هوا در جرم شیشه بماند : دل رقیب مگو نازک است چون دل من حباب شیشه کجا شیشه ٔ حباب کجا؟ وحید. گشاد عقده ٔ خاطر شکست اهل دل است که شیشه میشکندچون حباب شیشه شکست . تأثیر (از آنندراج ).