جوق جوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوق جوق . (ق مرکب )دسته دسته . گروه گروه . دسته بدسته : بعد از آن جبرئیل و ملائکه و مهاجر و انصار بر وی [ پیغمبر ] نماز کردند جوق جوق . (مجمل التواریخ ). ◄ بسیار بسیار. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جوق شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوق جوق . (ق مرکب )دسته دسته . گروه گروه . دسته بدسته : بعد از آن جبرئیل و ملائکه و مهاجر و انصار بر وی [ پیغمبر ] نماز کردند جوق جوق . (مجمل التواریخ ). ◄ بسیار بسیار. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جوق شود.