جهانگردی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. گَ) (حامص.) سیاحت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. گَ) (حامص.) سیاحت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهانگردی . [ ج َ گ َ ](حامص مرکب ) عمل و شغل جهانگرد. سیاحت : سرعت عقل در جهانگردی جنبش روح در جوانمردی . نظامی . چو طالع جهانگردی آرد به پیش نشاید زدن کنده بر پای خویش . نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی