جنعدل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جنعدل . [ ج َ ن َ دَ ] (ع ص ) مرد سطبر درشت قوی . (ذیل اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). سخت و درشت و قوی و توانا. (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ بعد شود.
جنعدل . [ ج ُ ن َ دِ ] (ع ص ) مرد سطبر قوی . (ذیل اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به ماده ٔ قبل شود.