جلگه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جلگه . [ ج ُ گ َ / گ ِ ] (اِ) زمین مسطح دارای گیاه . (فرهنگ نظام ). زمین هموار و دشت و هامون . (ناظم الاطباء). ◄ ملک و کشور. (ناظم الاطباء).
جلگه . [ ج ُ گ ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای حومه ٔ خاوری شهرستان گلپایگان . این دهستان در جنوب خاوری شهرستان گلپایگان واقع شده و حدود آن بشرح زیر است : از شمال بدهستان کنار رودخانه، از جنوب بخونسار از خاور به بخش میمه از باختر به پشتکوه . موقع طبیعی آن جلگه و هوای آن معتدل و سالم است . آب آن از چشمه و چاه و قنوات . این دهستان از ١٨ آبادی کوچک و بزرگ تشکیل گردیده و جمعیت آن در حدود ١٦٥٠٠ تن و قراء مهم آن عبارتند از گوکه، کنجدجان، نیوان سوق، نیوان نار، فیلاخص، آرجان، اسفرنجان، سرآور. (از فرهنگ جغرافیائی ایران جلد ٦).