جلکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جلکی . [ ج ُ ل َ کی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به جلک . رجوع به جلک شود.
جلکی . [ ج ُ ل َ ] (اِخ ) عباس بن ولید اصفهانی مکنی بابوالفضل از راویان است . وی از اصرم بن حوشب و جز او روایت کند. (از معجم البلدان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جلکی . [ ج ُ ل َ کی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به جلک . رجوع به جلک شود.
جلکی . [ ج ُ ل َ ] (اِخ ) عباس بن ولید اصفهانی مکنی بابوالفضل از راویان است . وی از اصرم بن حوشب و جز او روایت کند. (از معجم البلدان ).