جفول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جفول . [ ج َ ] (ع ص ) زن کلان سال . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ جمة جفول ؛ جماعت عظیم . (منتهی الارب ). ◄ اسب ترسو و رمنده . ◄ ترسو. بزدل . خائف . ترسان از سایه ٔ خود. ◄ بدگمان . ظنین . (دزی ). ◄ ریح جفول ؛ باد که ابر را ببرد. (منتهی الارب ). ج، جُفل . (منتهی الارب ).
جفول . [ ج ُ ](ع اِ) ج ِ جَفل . (ناظم الاطباء). رجوع به جفل شود.
جفول . [ ج ُ ] (ع مص ) جَفل . رجوع به جفل شود.