جفت گیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جفت گیر. [ ج ُ ] (نف مرکب ) جفت گیری کرده . با جفت بهم آمده . باجفت فراهم آمده، به قصد نتاج و باروری : ز ترک چگل خواست چینی کمان به جم گفت کای نامور میهمان کزین دو کبوتر شده جفت گیر کدام است رایت که دوزم به تیر. اسدی .