جعران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جعران . [ ج َ / ج ُ / ج ِ ] (ع اِ) جعر. (منتهی الارب ). سرگین هر درنده ٔ چنگال داری است . (معجم البلدان ). پیخال مرغ شکاری . (منتهی الارب ). ♦ ابوجعران ؛ سرگین گردان . رجوع به ابوجعران شود. ♦ ام جعران ؛ مرغ مردارخوار. رجوع به ام جعران شود.
جعران . [ ج َ ] (اِخ ) نام جائی است . (معجم البلدان ).