جدعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جدعة. [ ج َ دَ ع َ ] (ع اِ) باقیمانده ٔ بریدگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) . آنچه پس از بریدگی عضوی از آن باقی ماند. (المنجد). ما بقی من العضو بعد جدعه . (قطر المحیط). ◄ موضع بریدگی عضو. (المنجد). و رجوع به جَدعَه شود.
جدعه . [ ج َ ع َ ] (ع اِ) آن چیزی است که باقی میماند بعد از بریدن . (شرح قاموس ). مترجم گوید، که جوهری نیز بطریق مصنف تفسیر کرده و ازهری وابن عباد و غیر او گفته اند که «الجدعه موضع الجدع مِن المجدوع ». (شرح قاموس ). و رجوع به جَدَعَة شود.