جحاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جحاس . [ ج ِ ] (ع مص ) زحمت دادن در حرب . (منتهی الارب ). مزاحمت کردن کسی را. (از ذیل اقرب الموارد). ◄ مقابلت کردن با کسی . (از ذیل اقرب الموارد). ◄ کوشش نمودن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). مزاولت کسی بر کاری . (از ذیل اقرب الموارد). و رجوع به جحاش شود.