جثلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جثلة. [ ج َ ل َ ] (ع اِ) موی بزرگ سیاه . (منتهی الارب ). ◄ مور. (اقرب الموارد). مور بزرگ . (قاموس از اقرب الموارد). مور سیاه . (مهذب الاسماء). ج، جَثل . (از منتهی الارب ). ◄ درخت سطبر بسیاربرگ . (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ مؤلف صبح الاعشی آرد: اعتدال موی پیشانی اسب است در طول بطوری که موی آن خفیف باشدو نه انبوه و به چنین ناصیه ای «الجثلة» گویند و آن علامت آزادگی و نجابت اسب است . (صبح الاعشی ج ٢ ص ١١).