جبین بوسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبین بوسیدن . [ ج َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از اظهار محبت و دوستی کردن . ◄ در این بیت کنایه از اظهار عجز و حقارت کردن : تو آن گلی که مه آسمان جبین توبوسد ملک ز سدره فرودآید و زمین تو بوسد. فغانی شیرازی (از ارمغان آصفی ).