جبین بر خاک نهادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبین بر خاک نهادن . [ ج َ ب َ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) روی بر خاک مالیدن . کنایه از سجده کردن و تواضع و فروتنی و خشوع : جان خاقانی چو خاک است ای عجب تا نهد بر خاک درگاهت جبین . خاقانی . خون فرزندان عم مصطفی شد ریخته هم بر آن خاکی که سلطانان نهادندی جبین . سعدی .