جبین افشاندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبین افشاندن . [ ج َ اَ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از پیشانی بر خاک مالیدن : آنکه در راه تو دل بازد ودین افشاند آستانت چو برد نام جبین افشاند. طالب آملی (از بهارعجم ) (از آنندراج ) (از ارمغان آصفی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبین افشاندن . [ ج َ اَ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از پیشانی بر خاک مالیدن : آنکه در راه تو دل بازد ودین افشاند آستانت چو برد نام جبین افشاند. طالب آملی (از بهارعجم ) (از آنندراج ) (از ارمغان آصفی ).