جبین افروختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبین افروختن . [ ج َ اَ ت َ ] (مص مرکب ) برافروخته شدن چهره . کنایه از خشمناک شدن : مهابتت چو برافروزد از عتاب جبین بکار خویش فلک را نمیدهد تمکین . اثر شیرازی (از ارمغان آصفی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبین افروختن . [ ج َ اَ ت َ ] (مص مرکب ) برافروخته شدن چهره . کنایه از خشمناک شدن : مهابتت چو برافروزد از عتاب جبین بکار خویش فلک را نمیدهد تمکین . اثر شیرازی (از ارمغان آصفی ).