جاپلق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاپلق . [ پ َ ل َ ] (اِخ ) معرب گاپَلَه است .
جاپلق . [ پ ِ ل َ ] (اِخ ) در لهجه ٔ اهالی این ناحیه تلفظ آن چنین است و مؤلف مرآت البلدان ازمعجم البلدان آرد که جاپلق ناحیه ای است از نواحی اصفهان و شهرت آن بخاطر جنگ بزرگیست که مابین قحطبةبن شیب و داودبن عمربن هبیره در ابتداء ظهور عباسیان بدانجا روی داد لیکن ضبط یاقوت درباره ٔ آن ناحیه جابلق [ ب َ ] است و ظاهراً تصحیفی است که در کلمه ٔ جاپلق روی داده است، حمداﷲ مستوفی جابلق را از نواحی لر بزرگ داند... و نیز در مرآت البلدان آمده : خاک بروجرد اولا منقسم بسه بلوک میشود و یکی از آن سه بلوک جاپلق است و جاپلق را نیز چهار بلوک میباشد: بلوک حمزه لو، بلوک بیات، بلوک ایقرلو، بلوک پشته . جاپلق از حیث هوا ییلاق و جمعیت آن تقریباً هفده هزار نفر است و مسافت آن تا شهر بروجرد دوازده فرسخ میباشد که تمام راه از خاک سیلاخور و بختیاری عبور میکند. زبان سکنه ترکی است اما بسیار از فصاحت و صحت دور و بعینه مثل عربی اعراب بادیه ٔ شوشتر و آن نواحی میباشد. ارامنه در جاپلق بسیارند. و در بعضی دهات رعایای مسلمان و ارمنی درهم میباشند. زراعت جاپلق اکثر دیم است . محصول آن جو و گندم و نخود است . در جاپلق خربوزه ٔ بسیار خوب عمل می آید. رجوع به مرآت البلدان ج ٤ ص ١٣ و ١٤ شود.
جاپلق . [ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: یکی از دهات بلوک فشاویه ٔ تهران خالصه دیوان است دویست و چهل و پنج هجری هنگامی که فتح علی شاه بفارس میرفت از قریه ٔ جاپلق عبور کرد. (مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٠).