جاویدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاویدن . [ دَ ] (مص ) درپهلوی جوتن (جویدن )، و در کردی جوین، جون (جویدن )، و در افغانی ژوول، ژوگل و در بلوچی جایگ و در پهلوی جوییتن بمعنی جویدن، گفتن آمده، مضغ کردن . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). ♦ امثال : تعریف خود کردن پنبه جاویدن است ، نظیر: ستودن خود پنبه جاویدن است . (از امثال و حکم دهخدا). ◄ فریاد کردن مرغان . (ناظم الاطباء). ◄ تف انداختن . (ناظم الاطباء) (حاشیه ٔ برهان چ معین ).