جامگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جامگاه . (اِ مرکب ) نقل دان . (آنندراج ) : بساط باغ بزم میکشان بود درختان جامگاه و نقل دان بود. اشرف (از آنندراج ). ◄ جای شمسه ٔ ایوان . (آنندراج ) : رفعت طاق درش نوشیروان راسرکشان جام گاه قبه اش خورشید تابان را ضیاء. شفیع (از آنندراج ). ◄ جامکان . (ناظم الاطباء).