جامه کن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جامه کن . [ م َ / م ِ ک َ ] (اِ مرکب ) آنجای از حمام که در آن لباس میکنند و میپوشند. (ناظم الاطباء). جامه خانه ٔ حمام . (آنندراج ). سربینه . رخت کن در حمام . سربنه ٔ حمام . ◄ (نف مرکب ) جامه بیرون کننده . جامه کننده . مجازاً، غارت گر. دزد : نه بیگانه گر هست فرزند و زن چو هم جامه گردد شود جامه کن . نظامی . چیست نام این وزیر جامه کن قوم گفتندش که نامش هم حسن . مولوی .