جامه کندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جامه کندن . [ م َ / م ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جامه از تن جدا کردن . (بهار عجم ) (از ارمغان آصفی ). پیراهن از تن برون کردن . لباس را بیرون آوردن : جامه ٔ واژون طالع میکنم از تن کلیم بخت را از همت والا دگرگون میکنم . کلیم همدانی (از ارمغان آصفی ) (از آنندراج ).