جارح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جارح . [ رِ ] (ع ص ) برّنده . (اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ کسی که عدالت شاهد را بشکند. باطل کننده ٔ عدالت شاهد. (منتهی الارب ). کسی که عدالت گواه را رد کند و شهادت او را نامقبول گرداند. ◄ سرزنش کننده . عیب کننده : جرحوه بانیاب و اَضراس ؛ شتموه و عابوه . ◄ کاسب . (اقرب الموارد).