ثمال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثمال . [ ث ُ ] (ع اِ) ج ِ ثُمالة.
ثمال . [ ث ِ ] (ع ص، اِ) فریادرس که بمهمات قوم خود پردازد: فلان ثمال قوم خویش است ؛دادرس آنان است . غیاث . پشت و پناه . کارگذار مردم .
ثمال . [ ث ُ ] (ع اِ) زهر کشنده .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثمال . [ ث ُ ] (ع اِ) ج ِ ثُمالة.
ثمال . [ ث ِ ] (ع ص، اِ) فریادرس که بمهمات قوم خود پردازد: فلان ثمال قوم خویش است ؛دادرس آنان است . غیاث . پشت و پناه . کارگذار مردم .
ثمال . [ ث ُ ] (ع اِ) زهر کشنده .