ثروتمند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ثَ وَ مَ) [ ع - فا. ] (ص مر.) دارا، توانگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ثَ وَ مَ) [ ع - فا. ] (ص مر.) دارا، توانگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثروت مند. [ ث َرْ وَ م َ ] (ص مرکب ) دارا. توانگر. مالدار.
فرهنگ طیفی واژهدان
توانگر، دولتمند، متمول، دارا، غنی، محتشم، مایهدار، بینیاز، مالدار، سرمایهدار، متمکن، متنعم، مرفه، مستطیع، مستغنی تجملپرست خسیس، مالپرست زمینخوار کاسب [حالت اسمی: شخص ثروتمند]
واژگان فارسی سره واژهدان
غنی، دارا، توانگر
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی