تیزهمت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزهمت . [ هَِ م ْ م َ ] (ص مرکب ) قوی همت . کسی که همتی قوی دارد. بلندهمت : اول از بهر آن طلبکاری خواست از تیزهمتان یاری . نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ٢٢٥). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزهمت . [ هَِ م ْ م َ ] (ص مرکب ) قوی همت . کسی که همتی قوی دارد. بلندهمت : اول از بهر آن طلبکاری خواست از تیزهمتان یاری . نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ٢٢٥). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.