تیره دود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیره دود. [ رَ / رِ] (اِ مرکب ) دود سیاه و تیره و ظلمانی : برانگیخت از بام دژ تیره دود دلیری به سالار لشکر نمود. فردوسی . کزان بر نخستین تو خواهی درود وز آتش نیابی مگر تیره دود. فردوسی . نیامد ز گفتار من هیچ سود ندیدم ز آتش بجز تیره دود. فردوسی . رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.