تکفین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) کفن کردن مرده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) کفن کردن مرده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکفین . [ ت َ ] (ع مص ) کفن کردن . (زوزنی ) (دهار). کفن پوشانیدن مرده را و کفن ساختن جهت آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کفن پوشانیدن مرده را. (غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد). کفن کردن مرده را. (ناظم الاطباء) : کس به غسل و تکفین و تدفین ایشان فرا نمی رسید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). یک روز از ایام این محنت چهارصد کس مرده از شوارع شهربه دارالمرضی نقل کردند تا به تکفین و تدفین ایشان قیام نمایم . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٣٣٠).
مترادف و متضاد واژهدان
کفن کردن، کفنپوشاندن کفنپوشانی