توقر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ وَ قُّ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- بردبار شدن، آهستگی کردن.<BR>۲- سنگینی کردن.<BR>۳- (اِمص.) سنگینی، گرانمایگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ وَ قُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- بردبار شدن، آهستگی کردن. ۲- سنگینی کردن. ۳- (اِمص.) سنگینی، گرانمایگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توقر.[ ت َ وَق ْ ق ُ ] (ع مص ) وقار نمودن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). آهستگی نمودن و بردبار شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). آهسته و بردبار شدن . (از اقرب الموارد). حرمت نگاه داشتن . (آنندراج ).