توتیای قلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توتیای قلم . [ ی ِ ق َ ل َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) توتیای قلمی . قسمی از توتیا. (آنندراج ). توتیای انابیبی و مزاربی . (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ) : کلکش زده دم ز نکته های قلمی زد بر قد خط، راست قبای قلمی هرگز نشود سپید زیرا که کشد در چشم دوات توتیای قلمی . محمدعلی ماهر (از آنندراج ). آید چو توتیای قلم یک قلم مرا از سوز دل عیان بنظر استخوان و مغز. باقیای کاشی (ایضاً). رجوع به توتیا شود.