فرهنگ لغت

تهن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تهن . [ ت َ هََ ] (ع مص ) بخواب رفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ بعد شود.

تهن . [ ت َ هَِ ] (ع ص ) نعت است از تهن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). خوابیده و بخواب رفته . (ناظم الاطباء).

معنی تهن | فرهنگ لغت