تنگ در
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ در. [ ت َ دَ ] (ص مرکب ) بخیل . ممسک . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). که در خانه اش بروی کسی باز نشود. مقابل فراخ در : ممدوح بماندند دو سه بارخدایان زین تنگ دلان، تنگ دران، تنگ سرایان . سوزنی (از یادداشت ایضاً).