تنگ توشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ توشه . [ ت َ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) تنگ روزی . تنک روزی . که سرمایه اندک دارد. که تنگدست است : یکی تنگ توشه بدی شوربخت شهی دادمت افسر و تاج و تخت . اسدی (گرشاسبنامه ). رجوع به تنگ و تنک و ترکیبهای آن دو شود.