تنک ظرف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنک ظرف . [ ت َ ن ُ /ت ُ ن ُ ظَ ] (ص مرکب ) سخن چین و نمام و یاوه گو. ◄ گول و احمق و ساده دل . (ناظم الاطباء). ◄ تنک فهم . تنک حوصله . (از آنندراج ) : بر تنک ظرفی چو من بار است تکلیف چمن خنده ٔ گل می کند از بی دماغی تر مرا. رضی دانش (از آنندراج ). و تنگ ظرف به فتح اول و کاف فارسی هم به این معنی آمده . (آنندراج ). ◄ بی عیب و بی ریا. (ناظم الاطباء).