تنجیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) روا کردن، رو - گردانیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) روا کردن، رو - گردانیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنجیز. [ ت َ ] (ع مص ) حاضر آمدن و تعجیل . (از اقرب الموارد). تعجیل . (کشاف اصطلاحات الفنون ). ◄ (اصطلاح فقهی ). در شرع وقوع صیغه ٔ طلاق باشد در حال . چنین است در جامع الرموز در شرط صحت طلاق . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). در شرایط صحت طلاق یکی آن است که طلاق نباید مقید به شرط و مؤجل به زمانی باشد و بعبارت دیگر طلاق باید منجز باشد. رجوع به کتب فقه شود.