تمورتاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمورتاش . [ ت َ / ت ِ ] (اِخ ) پسر امیر چوپان و حاکم روم که در سال ٧٢٢ عصیان کرد و امیر چوپان برای خاموش کردن فتنه ٔ او به روم رفت و او را با خود نزد ابوسعید بهادرخان برد و مجدداً از طرف او به حکومت روم رسید و سپس در سال ٧٢٨ از خشمی که بهادرخان بر پدرش گرفته بود هراسان شد و به مصر گریخت و درآنجا کشته شد. رجوع به تاریخ گزیده چ برون ج ١ ص ٦٠٦ و ٦٠٩ شود.