تلمیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلمیع. [ ت َ ] (ع مص ) رنگارنگ گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار). چپار شدن اندام یعنی خجکهای مخالف رنگ بر اندام برآمدن . (منتهی الارب ). بافته را به رنگهای گوناگون کردن . (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) پیسی در بدن اسب مخالف رنگ آن . ج، تلامیع. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).